خاطره ای از نماز امام خمینی(ره)

روز اولي بود كه شاه رفته بود. امام در نوفل لوشاتو فرانسه اقامت داشتند. نزديك به سيصد الي چهارصد خبرنگار خارجي از كشورهاي مختلف، اطراف منزل امام جمع شده بودند. تختي گذاشتند و امام روي آن ايستادند تا به سؤالات خبرنگاران پاسخ دهند. تمام دوربينها كار مي‌كردند. هنوز دو سه سؤال بيشتر از امام نشده بود كه صداي اذان ظهر شنيده شد. امام بلافاصله جمع خبرنگاران راترك كردند و فرمودند:
« وقت فضيلت نماز ظهر مي‌گذرد.»
تمام حاضرين از اين كه امام محل را ترك كردند، متعجب شدند.
كسي از امام خواهش كرد: «چند دقيقه اي صبر كنيد تا چند سؤال ديگر هم بشود و بعد براي اقامة نماز برويد.»

امام با قاطعيت فرمودند: « به هيچ وجه نمي شود» و براي خواندن نماز رفتند.


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

ترجیح نماز بر امتحان

آقا سيد محسن جَبَل عامِلي از علماي بزرگ شيعه است، نواده‌ي برادر مرحوم آقا سيد جواد، صاحب مفتاح الكرامة است. ايشان در دمشق مدرسه‌اي تأسيس كرده‌اند كه دانش‌آموزان شيعه در آن مدرسه تحت نظر آن جناب تحصيل مي‌كنند حاج سيد احمد مصطفوي كه يكي از تُجار قم است، گفت من از خود سيد محسن اَمين شنيدم كه مي‌گفت يكي از تربيت يافتگان مدرسه‌ي ما براي تحصيل علم به آمريكا مسافرت كرد از آنجا نامه‎اي براي من نوشت به اين مضمون كه: چند روز پيش شاگردان مدرسه‌ي ما را امتحان مي‌كردند من هم براي امتحان رفتم.                                        

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

مدتي نشستم تا نوبت به من رسيد، بسيار طول كشيد تا اينكه وقت دير شد، ديدم اگر بنشينم نمازم فوت مي‌شود، از جا حركت كردم كه بروم نماز بخوانم، آنهايي كه در آنجا بودند پرسيدند كجا مي‌روي؟ چيزي نمانده كه نوبت تو برسد. گفتم من يك تكليف ديني دارم وقتش مي‌گذرد. گفتند امتحان هم وقتش مي‌گذرد، اگر اين جلسه برگزار شد، ديگر جلسه‌اي تشكيل نخواهند داد و براي خاطر تو هرگز هيئت ممتحنه جلسه‌ي خصوصي تشكيل نمي‌دهند. گفتم هر چه بادا باد. من از تكليف ديني خود صرف نظر نمي‌كنم. بالأخره رفتم. از قضاء هيئت ممتحنه متوجه شده بودند كه من به اندازه‌ي اداء يك وظيفه‌ي ديني غيبت نموده‌ام انصاف داده، اظهار كرده بودند كه چون اين شخص در وظيفه‌ي خود جِدّي است، روا نيست كه او را مُعطّل بگذاريم. براي قدرداني از اينكه عمل به وظيفه نموده بايد جلسه‌اي خصوصي برايش تشكيل دهيم. اين بود كه جلسه‌ي ديگري تشكيل دادند، من حاضر شدم و امتحان دادم. آقاي سيد محسن امين پس از نقل داستان فرمود من در مدرسه چنين شاگرداني تربيت كرده‌ام كه اگر به دريا بيفتند دامنشان تَر نمي‌شود.

نماز راه نجات

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نماز دارای ابعاد گوناگون و ژرفایی بس عمیق است که با دو سه گام پیمودن ، محیط واطراف آن طی نمی شود و تمام گوهرهای آن صید نمی شود بلکه همه  عارفان وعامیان بطور مکرر باید درباره نماز فکر کنند و هر کس به اندازه ی وسع و تلاش خود به بخشی از معارف نماز و اسرار آن دست یابد.نماز یک نیاز اساسی انسان است و دارای آثار فردی و اجتماعی و هم چنین برکات  بسیاری می باشد و ترک آن دارای اثرات زیانبار بسیاری می باشد .نماز حقیقی موجب نجات کلی و همه جانبه است . انسان را آفتها ،آسیبها و فرجامهای ناگوار رها می سازد و باب رحمت یزدان را به رویش می گشاید.

نمازباعث رهایی ازموارد زیر می شود:

      1-  ازتنبلی فکری و ضعف عقلی در شناخت بزرگترین حقایقهستی بویژه هستی کرد گار .

2-     از تنبلی و تن پروری

3-     ازبی انظباطی و نداشتن یک برنامه منظم درطول زندگی

4-     ازحواس پرتی ،بی توجهی و بلاهت

5-     ازناسپاسی حق پوشی و حق کشی

6-      از دوستی و همراهی با مغضوبان و گمراهان

7-     از کبر و خود بینی                                                                

8-     از عصبیت و نژاد پرستی

9-     تفرقه و پراکندگی

10- از تنهایی و جدایی از مردم

11- از نفاق و دورویی

12- از غضبها و شهوتها

13- از آرزوهای دور و دراز

14- از تملق و چابلوسی

15- پرستش بتها و مردم پرستی

16- از خرافه و جهل

17- از حسادت و خود آزاری

18- حرص و بخل

19- از انواع گناه و تباهی

                                                               

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

             

نماز، شكوه هاى عاشقانه روح آدمى

نماز، شكوه هاى عاشقانه روح آدمى است چون نى جدا مانده از نيستان ، ترنمات عرفانه را در فضاى سبز هستى مى گسترد و پيغام به معشوق مى رساند و از درد پرفسور و گداز هجرت مى نالد و معشوق را به يارى مى طلبد .

نماز، جان آدمى را با اصل خويش پيوند مى زند و انسان را از قيد و بند اين تن خاكى مى رهاند، او را از منجلاب زندگى روزمره ، از مرداب متعفن تكرارها و عادت هاى پوچ روزانه ، از ياس و نااميدى و از ترس نابودى و فنا بيرون مى كشاند، بال و پرى به وسعت بى نهايت عشق به او مى بخشد و در آسمان معرفت پروازش در مى آورد و به معراجش مى رساند، زيرا: الصلوة معراج المؤ من (116)

التهاب هاى دائمى و اضطراب هاى زندگى را - كه نتيجه مستقيم زندگانى مادى و بعد حيوانى آدمى است - از وجودمان مى ستاند و از اين درياى پرتلاطم مادى كه هر روز ما را به سويى مى كشاند و بر صخره اى مى زند، مى رهاند و نجاتمان مى بخشد. نماز، پليديها را و پستى ها و زشتى هايى را كه در طول حيات بر تنمان مى نشيند و بوى پليد آن همه جا را مى گيرد و حتى خودمان را آزار مى دهد و مى رنجاند، هم چون آبى زلال و پاك مى شويد و پاكيزه مى نمايد. پيامبر اسلام چه نيكو در اين باره مى فرمايد:

اگر نهرى در كنار خانه شما باشد و در آن پنج نوبت هر روز خود را شست و شو دهيد، آيا در بدن شما چيزى از آلودگى مى ماند؟

هرگز! نماز نيز مانند نهر جارى و روانى است كه هرگاه بر پا مى شود، گناهان از مى شويد و از بين مى برد. (117)

از طرف ديگر، نماز، تبلور سپاس انسان را خالق بى همتاى هستى است ، آدمى كه با يك بخشش كوچك و يا لطفى اندك به وجد مى آيد و خود را مديون ديگرى مى يابد و همواره در صدد جبران آن بر مى آيد، چگونه مى تواند در قبال اين همه بخشش و موهبت و در برابر خدايى كه طاعتش ‍ موجب قربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت سكوت نمايد؟ همان بخشاينده بى همتايى كه باران رحمت بى حسابش همه را رسيده و خوان نعمت بى دريغش همه جا كشيده ، پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظيفه روزى به خطاى منكر نبرد. آرى :

ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند

تا تو، نانى به كف آرى و، به غفلت نخورى

همه از بهر تو، سرگشته و فرمانبردار

شرط انصاف نباشد، كه تو فرمان نبرى (118)

سعدى در ادامه اين گونه به تعبيرى زيبا در لزوم سپاس گزارى و شكر خدا، مثالى مى آورد و مى گويد: هر نفسى كه فرو مى رود ممد حيات و چون بر آيد مفرح ذات ، پس در هر نفسى ، دو نعمت موجود است و بر هر نعمتى ، شكرى واجب :

از دست و زبان كه بر آيد

كز عهده شكرش به در آيد؟

به اين ترتيب هر لحظه ندايى موزون و آوايى قدسى ، ما را به فرا مى خواند، ولى افسوس كه شيطان گوش هاى مان را به هياهوى محيط، مشغول مى دارد و اين توفيق را از ما مى ستاند. آن گاه كه خود را قدرى از اين قيد و بندها و روزمرگى ها رهانيده ايد، شايد اين آواى دلنشين را به گوش جان شنيده ايد كه شما را به نماز دعوت مى نمايد:

خيز، تا ما، يك قدم بر فرق اين عالم زنيم

وين تن مجروح را، از مفلسى ، بر هم زنيم

تيغ هجران ، از كف اخلاص ، بر حكم يقين

در گذار مهره اصلى بنى آدم زنيم

از علايق ها، جدا گرديم و، ساكن تر شويم

بر بساط نيستى ، يك چند گاهى ، كم زنيم . (119)


ليلة القدر/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان

    تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول              تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول             تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول             تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول              تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول         تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول