خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خود نداری امام زین العابدین (ع)
آهن آبدیده را رنگ عوض نمی کند چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند به خیل دشمنان بگو به کوری دوچشمتان مطیع امر رهبری رنگ عوض نمی کند
ای رهبر حق شناس و آگاهم
تا لحظه ی مرگ با تو همراهم
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد ! نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد. گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یک ریز پی در پی دم گرم گلوی خویش را اندر گلویم سخت بفشارد. وخواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد. بدینسان بشکند دائم سکوت مرگبارم را .
################ سکوت میکنم تا
خدا
سخن گوید.....
رها میکنم تا
خدا
هدایت کند....
دست بر میدارم تا
خدا
دست بکار شود...
به او میسپارم تا آراااام شوم
################ فاصله تان را با آدم ها رعایت کنید؛ آدم ها یکدفه می زنند روی ترمز؛ و آن وقت شما مقصری …! ××××××××××××××××
به طاها...به یاسین...به معراجِ احمد... به قدر و...به کوثر...به رضوان و طوبی... به وحی الهی...به قرآنِ جاری به تورات موسی...و انجیل عیسی بسی پادشاهی کنم در گدایی چو باشم گدایِ گدایان زهرا چه شب ها که زهرا، دعا کرده تا ما همه شیعه گردیم و بی تاب مولا غلامی این خانواده، دلیل و مرادِ خدا بوده از خلقت ما
** مسیرت مشخص...امیرت مشخص مکن دل دل، ای دل...بزن دل به دریا که دنیا...که دنیا...که دنیا...به خسران عقبی، نیرزد به دوری ز اولاد زهرا نیرزد... و این زندگانیِ فانی...جوانی...خوشی های امروز و اینجا... به افسوس بسیار فردا...نیرزد
** اگر عاشقانه هوادار یاری اگر مخلصانه گرفتار یاری اگر آبرو می گذاری به پایش یقینا...یقینا...خریدارِ یاری بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت چه اندازه در ندبه ها زاریاری به شانه کشیدی...غم سینه اش را و یا چون بقیه تو سربارِ یاری اگر یک نفر را به او وصل کردی برای سپاهش تو سردارِ یاری به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟ چه مقدار بیتاب و بیمارِ یاری دل آشفته بودن...دلیل کمی نیست اگر بی قراری بدان یارِ یاری و پایان این بی قراری...بهشت است بهشتی که سرخوش ز دیدارِ یاری
** نسیم کرامت وزیدن گرفته و باران رحمت چکیدن گرفته مبادا بدوزی نگاه دلت را...به مردم
که بازار یوسف فروشی
در این دوره ی بد...شدیدا گرفته
** خدایا به روی درخشان مهدی... به زلف سیاه و پریشان مهدی به قلب رئوفش که دریای داغ است به چشمان از غصه گریان مهدی به لب های گرم علی...یا علیش به ذکر حسین و حسن جان مهدی به دست کریم و نگاه رحیمش به چشم امیدِ فقیران مهدی به حال نیاز و قنوت نمازش... به سبحان...سبحان...سبحان مهدی به برق نگاه و به خال سیاهش به عطر ملیح گریبان مهدی به حج جمیلش...به جاه جلیلش به صوت حجازیه قرآن مهدی به صبح عراق و شبانگاه شامش به آهنگ سمت خراسان مهدی به جان داده های مسیر عبورش به شهد شهود شهیدان مهدی
** مرا دائم الاشتیاقش بگردان مرا سینه چاک فراقش بگردان تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا مرا همدم و محرم و هم رکاب سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
یامهدی
دوستان عزیز ما را با نظرات خود در بهتر شدن وبلاگ یاری فرمایید. باتشکر دانشجو.